از آخر به اول !

پست 59تا مونده به آخر، نیکی.

دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۳۹ ب.ظ

ترم آخر خوابگاه؛ با دوست دو ساله ی ارشدم که خیلی صمیمی بودیم، رفتیم تو فاز رفتار سیاست مدارانه با هم. یعنی در زبان قربونت برم و فدات شم؛ در عمل رفتارهایی برای آزار همدیگه. یعنی عین دخترا...عین دوتا جاری! یا دو تا هوو... از اون رفتار صادقانه قبلیمون فاصله گرفتیم. خوش میگذشت!

 روز خداحافظی هم خداحافظی گرمی داشتیم با همدیگه ولی کاملا بی روح و دروغکی. سه چهار هفته ای که بعد از اون خوابگاه موندم؛ یه مشکل مهم اداری براش پیش اومده بود تو دانشگاه که خودشم خبر نداشت. زنگ زدم بهش و پیگیر کارهاش شدم و انجامش دادم براش... کلی کیف کرد و کلی تعجب و کلی دمت گرم حواله‌م کرد! الان که من اونجا نیستم و اون رفته دانشگاه. همون مشکله این دفعه برا من پیش اومده  و اون علی رغم اینکه هیچ علاقه ای بهم نداره، ولی کارهامو پیگیری کرده و انجام داده. 

این خیلی خوبه که خیر آدم به دیگران برسه ... من تو این سن این رو فهمیدم ( تا قبل از این همش فکر میکردم از فلانی خوشم نمیاد پس چه دلیلی داره براش کاری انجام بدم )به خودم میگفتم من هرچی بخوام از خدا میخوام،منت خلق خدا رو نمیکشم. من زیر بار منت خلق نبودن رو اشتباه فهمیده بودم. اما حالا یه مرحله پیشرفت کردم. هر کاری برای هرکسی از دستم براومد انجام میدم. هرکاری برای هرکسی... شما اشتباه نفهمید اینو! قضیه خیلی ظریفه 

تو نیکی میکن و در دجله انداز .... که ایزد در بیابانت دهد باز 

پس یکی از قوانین دنیای من اینه : وقت گذاشتن برای دیگران؛ یعنی وقت گذاشتن برای خودت. هزینه نیست، سرمایه گذاری است. 

ایراد هم اگر بگیرید که این خوبی یک رفتار کاسبانه است، حق دارید ولی در همین حد هم خوبه. 

در حد عالی و متعالیش اینه که خوبی کنیم برای رضا خدای، یا خوبی کنیم برای اینکه خوبی خوبه! 

بگذریم .

موافقين ۰ مخالفين ۰ ۹۷/۰۵/۰۱
زمستان ..

نظرات  (۱)

این دون‌کورلیونه نیست؟

من بارها و بارها و بارها برام اتفاق افتاده که مثلا داشتم دنبال جوراب خودم می‌گشتم و عجله هم داشتم، بعد همون موقع خواهر یا برادرم یا کس دیگه‌ای هم دنبال چیزی می‌گشته. و من رفتم دنبال چیز اون گشتم و بعد جوراب خودم رو زودتر پیدا کردم! اینقد این اتفاق تکرار شده که هر وقت چیزی گم می‌کنم دنبال چیزای گم‌شده‌ی بقیه می‌گردم تا مال خودم پیدا بشه 😆

اخیرا هم هی با خودم میگم یا به کسی لطف نکن، یا اگه کردی توقع بازگشت لطفت رو نداشته باش! ولی چندان موفق نیستم.
پاسخ:
نچ، خودمم وقتی از صداقت رفتاری فاصله میگیرم! 
اون قضیه نمیدونم اسمش چیه... میگن برای اینکه دعات برآورده بشه باید برای دیگران دعا کنی، دیگران هم برای تو ...یا داستان تمثیلی بهشت و میز ناهار و قاشق های بلند! باید یه اسمی داشته باشه این قضیه! مثلا قانون توجه به دیگران!
+هه...ارباب میگفت وقتی میخوای به کسی کمک کنی باید فکر کنی که داری به یک معلول بهزیستی کمکی میکنی و قاعدتا انتظار جواب نداری از یک معلول ... اما در این بحثی که من کردم ، به نظرم اگه خیر آدم به شخص X برسه، لزوما خیر شخص X به آدم نمیرسه اما بالاخره یه Yی پیدا میشه که خیرش برسه به آدم. یعنی یکی میاد مغازه ما تو تهران یه تراول 50یی براش خورد میکنم، یه روز که منم میرم یه مغازه توی سیستان و بلوچستان یه تراول 50یی میدم به مغازه داره و اون برام خوردش میکنه... که ایزد در بیابانت دهد باز!در بیابان!!!
 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
invisible hit counter