از آخر به اول !

پست 48 تا مونده به آخر، تست اعتیاد از خودم!

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۴ ق.ظ

میخوام یه تست اعتیاد( یا خودشناسی) بگیرم از خودم. کسی دوست داشت شرکت کنه یا به بقیه هم بگه. متاسفانه پنج شش نفر بیشتر اینجا رو نمیخونن و گرنه چالشش میکردم...حالا.

عارضم خدمتتان که خواهر یا برادر عزیز و تپل مپلی در یک گروه تلگرام گفته بود که وقتی شکلات در خانه باشد، من نمیتونم خودم رو کنترل کنم و حتما حتما حتما میرم سراغشون و تا آخرین دانه رو میخورم !!!چون دوست دارم!!! یه چیزی تو مایه های اعتیاد... 

چی؟؟  گفتی یه چیزی تو مایه های اعتیاد؟  درست شنیدم؟ 

عزیزم! دوست داری یا نداری، میخوای قبول کن یا نکن، میخوای فحشم بده یا صبوری پیشه کن!  تو صددرصد معتادی ... لا ریب فیه...سر سوزنی شک نکنا. تو معتادی...تشریف بیار تو درمانگاه که درمان بشی. 

این رو(اسکرین شات پایین) رو من جوابیه دادم وقتی با تپل دیگری در تلگرام بحث میکردم. این تپل هم میگه من عاشق خوراکی ام، ولی معتاد نیستم که! من فقط عاشق خوارکی ام و هرچی دم دستم باشه میخورم! 

در همین راستا تصمیم گرفتم که یه تست بگیرم از خودم و ببینم وضع خودم چقدر خرابه ؟

بعد از فشار دادن دکمه "ذخیره و انتشار" این پست، مرورگرم رو میبندم و تا دوشنبه هفته بعد همین موقع ( نه حتی یک دقیقه زودتر) دیگه وارد بیان نمیشم! 11:14:00

معتاد همون کسیه که اختیارش دست هوای نفسشه، در ادبیات مذهبی ها معتاد معادل "بنده نفس" هستش.. بنده نفس یا بنده شیطان که در مقابل بنده خدا قرار میگیره...آیا ندیدی کسی که هوای نفسش را خدای خود قرار داده ؟ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ...یعنی کسی که نفسش هرچی میگه،میگه چشم. ولو اینکه مطمئن باشه اون کار پیشنهادی بده یا خوب نیست یا خوبه ولی الان وقتش نیست... نفست میگه: من حرف هالیم نیست! الان واسم این رو فراهم کن! همینجا و همین الان! دو ساعت دیگه هم نه..حالا!Now...  و تو هم میگی چشم...دیگه فکر نمیکنی به عواقبش که خوبه این کار یا بده؟ اگه بده چرا دارم انجام بدم؟ اگه خوبه، آیا الان وقت مناسیشه یا کارهای دیگه ای دارم و اینو باید بعدن انجام بدم؟

پس شد یک هفته تمام.

یه وقت پا نشی صبح روز دو شنبه هفته بعد بیای اینجا! گفتم همین لحظه ...و نه یک دقیقه زودتر! 

این فرق میکنه با اینکه من وبلاگم رو حذف کنم و کلا برم از این فضا! اون که خیلی آسونه و من بارها اینکار رو کردم..  

اگه این کار رو 100 نفر که وبلاگ فعال دارن و هر روز سر میزنن بهش، انجام بدن، من قول میدم( یعنی ریشم رو میذارم وسط که آتیشش بزنید!) که بالای 80 نفرشون تاب نمیارن. وسوسه میشن و روزه رو میشکنن... با اینکه خودشون رو آدمهای سالمی میدونن و نه معتاد...بالاخره یه بهانه ای پیدا میکنن اون وسط مسطای هفته!حالا هر بهانه ای...عین یه معتاد به مواد که خماری میکشه و تو ترکه، ولی دنبال راهیه که خودش رو راضی کنه و بره مصرف کنه.

میگن اصلا نرم وبلاگ که چی بشه؟! یعنی کل هدف مارو زیر سوال میبرن!

بعضیا هم ممکنه من ِ نگارنده رو به داشتن یک مشکل و مرض روانی متهم کنن و بگن کسی که به خودش بگه معتاد  و خودش رو زیر سوال ببره واقعا وضعش خرابه و نیازمند درمانه به قرص  و دارو ... اما حق دارن و خبر هم ندارن آخه...نمیدونن وضعیت خودشون چه جوریه... فکر میکنن که خوبن...شک نمیکنن به خودشون... هیچ وقت تست خوب بودن ندادن! گمان میکنن که خوبن! قرآن تو موارد زیادی اینا رو بیان کرده... تسویل، زین لهم  و .. .

نمیدونم شمایی که میخونی جزو 20 نفری یا اون 80 نفر...

آقا زیاد حرف زدم، انجام میدم! با هر ابزاری، کل شکستن یا خودنمایی و اراده نمایی یا هرچی... اینجا مهم هدفه. 

اما اما با احراز شرایط... اینترنت رو قطع نمیکنم. وبلاگ بیان رو توی NOD32 بلاک نمیکنم! بلاگ بیان رو میذارم Homepage مرورگر کروم که هر دفعه میام اینترنت، وبلاگ بیان جلو چشمم باشه ولی تشریف نمیارم داخل! جایگزینی براش در نظر نمیگیرم، مثل بلاگفا یا دفتر خاطرات(چون بالاخره نوشتن یک نیازه ولی مثل هوا و غذا نیست که اگه بهمون نرسه، بمیریم و تسلیم ملک الموت بشیم)نه کامنتی، نه جواب کامنتی، نه سر زدن به وبلاگ دیگران، نه حتی یه سر زدن کوچیک! نه حتی یه چک کوچیک! یه ثانیه، یه لحظه! هیچی آقا! هیچی هیچی!  صفر مطلق. اصلا انگار این فضا وجود نداره

،

و هرکدام از این خطاها رو که کردم، میام و صادقانه اعتراف میکنم که : من نتونستم... من ناتوان بودم. من ذلیل این نفسم. بعد از اون شاید تصمیم گرفتم دیگه کسی رو ارشاد و اصلاح نکنم!!! 

الان که اینارو میگم خودمم مطمئن نیستم که بتونم! ولی چون تصمیم گرفتم، میخوام 100 درصد توانم رو بذارم.ببینم میشه یا نمیشه ؟ آخه خیلی وقتها ادعا کردم اگه اراده کنم که فلان کار رو انجام بدم حتما میتونم. غافل از اینکه اون کاری رو که نکردی از نخواستن نبوده، از نتونستن بوده! اینم یه شکل از خودشناسیه....اصلا این تست، تست خودشناسیه.

وبلاگ برای من مهمه. هرکی تو یه زمینه ای، گوشی، تلگرام،اینستاگرام ... اما با احراز شرایطی که گفتم. یعنی شکلات جلوی چشمته، ولی تو نخور.(نگفتم گرسنگی بکشا) نخوردن شکلات که آدم رو نمیکشه...یه هفته نخور حالا،نمی میری که.. ( نری نقل بخوری به جاش!!!)  ببین میتونی یا نه؟ 

بعضیام میگن: آقا اصلن قبول ، ما معتادیم!

خو عیزم! اگر معتادی که وضعت خرابه... فکر کردی اعترافت، اعتراف قشنگیه؟ فکر کردی اعتیاد فقط در یه جا خودشو نشون میده؟ بگرد توی روابطت ، حرف زدنت، زندگی کردنت، مدیریت اشخاص اطرافت ببین دیگه کجاها اثرشو گذاشته؟ببین زندگیت خوبه یا داغونه؟  اینکه بی خیال باشی نسبت بهش اسفناکه...فاجعه است...دیگه خودت رو باید از خیلی از حقوق محروم کنی...قضاوت دیگران، اصلاح دیگران، کنترل دیگران، تاثیر گذاری بر دیگران... خودت خودت خودت..خودتو درست کن.دمار از روزگارت درمیاره این اعتراف. بیماریه اومده، شیطان هم به روشی که برای شخص تو مناسب بوده، وجودت رو تسخیر کرده، تو چه حقی داری که دیگران رو تنبیه و تصحیح کنی؟برو خود را باش.

عذر خواهی عظیمی میکنم از کسانی که این پست رو میخونن،هم طولانی بود و هم حرفهای آزار دهنده ای رو بی مقدمه زدم.. ببخشید که بزرگید.   

موافقين ۵ مخالفين ۰ ۹۷/۰۴/۱۸
زمستان ..

نظرات  (۴)

سلام
حرفت رو قبول دارم... اکثرا به چیزی معتادیم...
این فضای مجازی هم که اکثرا مبتلاییم


اما یه هفته برای فهم این داستان زیاد نیست؟...
بهتر نیست تمرکزت رو بذاری برای روش مواجهه با این اعتیاد... یا روش درمانش؟
یقینا روش درمان این اعتیاد مجازی ترک و تحریمش نیست... که فکر کنم خودت هم اشاره کردی...

بخشی از این تمایل طبیعی هست... باید پاسخ داده بشه... مرز بین هوا و نیاز رو هم باید تشخیص داد...
پاسخ:
سلام :)

حرفت رو قبول دارم. اینکه اکثرا معتادیم به چیزی... 
من میگم "یه چیزی " زیاد مهم نیست و نباید گولش رو بخوریم ... علائم یک بیماری مشترک هست... مثل سرطان، یکی سرطان خون داره یکی سرطان ریه یکی سرطان روده ... جاشون فرق میکنه ولی بیماریه همه شون یکیه.


دوست داشتم بتونم ساعتها بنویسم راجع به اینکه درسته که مثلا نوشتن یکی از تمایلات طبیعی آدمه ولی کنترل وقتی نباشه؛ مخرب میشه ...قطعا.قطعا.قطعا. 
بحث "کنترل" هست و گرنه غذا خوردن هم واجبه برای آدم ولی اونیکه نمیتونه خودش رو "کنترل" کنه، یعنی یه دردی داره، یه بیماری و یه عارضه و نباید خودش (خودم) رو گول بزنه (بزنم) که با اینکه میدونم معتادم ولی ضررش به اندازه مواد مخدر نیست... چون هست، بیماری میکشه آدمو به اون سمت... بگذریم.. 
رااااااست 
پاسخ:
سلام :)

یعنی لایک ؟
ننه من اعتیادم به شکر و چربی و ... رو دو ساله ترک کردم...
مثلا الان یه ظرف شکر جلوم باشع ، یه لیوان قهوه ؛ قطعا قهوه ام تلخ خورده میشه :)) 
شکلات مکلات 
شیرینی 
همه رو ترک کردم و دیگه تفننی میرم سراغشون...
اممم...
ولی به جز خوراکی  به خیلی چیزها اعتیاد دارم :))
پاسخ:
سلام خانم دکتر

اعتیاد اگر اعتیاد باشد، اگر یه جا جلوش رو بگیری، قطعا از جای دیگه ای خودش رو بروز میده!
یعنی حق! 
پاسخ:
خوبه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
invisible hit counter