از آخر به اول !

پست 47تا مونده به آخر:کوک کن ساعت خویش.

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۲ ق.ظ

دارم صدای قوقولیه خروس میشنوم!

 شاید ده بار صداش رو شنیدم. یا دوزاده بار

.

.

.

قوقولی داره تلاشش رو میکنه با جدیت... تلاش میکنه که همه رو بیدار کنه ! به چیز اضافه ای فکر نمیکنه.نه ناامید میشه و نه از انگیزش کم ...فقط  کار خودش رو میکنه...کارشم خوب بلده. واسه رفع تکلیف نیست...به این فکر نمیکنه که دیگه کسی دوست نداره این ساعت بیدار بشه یا اونهایی که بیدار میشن ساعت موبایلشون رو میذارن و احتیاجی به من ندارن... پونزده بار. انجام وظیفه میکنه در حد کمال نه کفایت.

جهت صدا رو تشخیص دادم ولی جای دقیقش سخته..توی اون سوله های روبروعه شاید.

ساختمان ما و یه حیاط و یه دیوار و یه خیابان بزرگ و یه دیوار دیگه و اون سوله ها فاصله داریم. واقعا دوست داشتم میتونستم برم پیشش و بگم بسه دیگه خداییش شرمندمون نکن! یه بار قوقولی قوقو کردی و وظیفه ات رو انجام دادی. هرکی بیدار شد بیدار شد دیگه حالمون رو نگیر! الان شونزده بار

الان هفده بار ...

+الان بیست بار... بسه دیگه! ما بیداریم... همه از دم بیداریم.

یاد این شعر افتادم :‌

کوک کن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

کوک کن ساعتِ خویش !

که مـوذّن شبِ پیـش

دسته گل داده به آب

و در آغوش سحر رفته به خواب

کوک کن ساعتِ خویش !

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

که سحر برخیزد ...

+اعتباری به خروس سحری هست هنوز.

موافقين ۰ مخالفين ۰ ۹۷/۰۴/۱۸
زمستان ..

نظرات  (۱)

۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۱۷ بهارنارنج :)
چه شعری:)
پاسخ:
خیلی قشنگه... ولی امروز نقض شد!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
invisible hit counter