از آخر به اول !

GoStats provides a hidden counter for your website.

پست 132 تا مونده به آخر،450 درجه فارنهایت.

يكشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۲۷ ق.ظ

من از خانواده ای بودم که از اساس با کتاب خواندن آشنا نبودند. در خانه ی ما بعد از قرآن و مفاتیح، تنها کتابی که وجود داشت "رساله توضیح المسائل امام خمینی (ره)" بود که قدیمی و پاره پوره بود و بعدن رساله ی آیت الله بهجت را هم خریدیم و فهمیدیم کلمه به کلمه عین هم هستند! و یک کتاب پاره پوره ی دیگه هم داشتیم که خواب ها رو تعبیر میکرد مثلا!...اینها و "تنها" چند کتاب دیگه احتمالا! خلاصه بگم که من هیچوقت با کتاب مانوس نشدم تا اوایل دانشگاه که به واسطه "کُرد بودن"ام؛ دوستان کرد زبان زیادی پیدا کردم که اکثرا "اهل تسنن" بودن و اعتقاداتشون با من فرق میکرد...به علاوه اینکه؛ آرمانشهری مثل دانشگاه و شهر بزرگی مثل تهران که تفاوت های اساسی با دهات ما داشتند(!) تمام اعتقادات سست و پوشالی و پشمکی من رو زیر و رو کردند. شخمم زدند، مرا کوبیدند و نساختند و همونجوری ولم کردند... من به وجود امام زمان شک کردم، چون تا قبل از اون به شنیده ها اکتفا کرده بودم و در هیچ چیز یقینی نداشتم. بزرگترین مساله ام هم همین بود.آیا امام زمان وجود دارد و زنده در میان ماست؟ چطور میشود به شنیده ها اعتماد کرد؟ مخصوصا با این همه تناقض در کلام و عمل داعیان دین؟ گفتم باید از ابتدای نخ اسلام رو بگیرم و زندگانی سیزده معصوم رو درنوردم تا برسم به معصوم چهاردهم.پس پناه آوردم به کتاب های مذهبی... از کتابهای علامه عسگری شروع کردم،مثلا سقیفه، بعد کتاب المراجعات رو، بعد کتاب هایی که در آتش جنگ بین شیعه و سنی میدمیدند...کتابی با عنوان (نادقیق) فدک، بعد کتاب شیعه از علی شریعتی... دیدم بحث خیلی وسیعه و نمیشه به راحتی نتیجه ای گرفت ... به این نتیجه رسیدم که باید 180 سال عمر کنم که تمام این کتاب هارو بخونم تا خودم بفهمم کدام یک حق و کدام نا حقه. خسته شدم.کلافه و درمانده و ناراحت... کل بحث رو  گذاشتمش کنار و اتفاقی یک کتاب قدیمی رو شروع کردم به خواندن. کتاب زندگانی محمد، که عشق و زندگی دوباره بهم بخشید و البته تفکرات اهل تسننی رو در من تقویت کرد.تفکراتی که فکر میکردم (و هنوز هم فکر میکنم) به عقل نزدیک تر هستن.تفکراتی که مثلا به من میگه درست آن است که آدم بتواند دو رکعت نماز را درست بخواند! اما درست که فکر میکنم این درست نیست که من فکر میکنم کمتر از 10 کتاب خوندم،حالا که فکر میکنم شاید تعداد کتابهایی که خوندم به عدد 15 یا 20 هم برسه! ...هدفم از این پست معرفی کتاب زندگانی محمد ص است( که گویا زیاد هم باب میل معرفیش نکردم!)....این کتاب،بهترین و تاثیر گذار ترین کتابی بود که من خوندم و میتونم بگم که تقریبا دیدگاهم نسبت به اسلام رو از این کتاب گرفتم.نویسنده به یک شیوه ی نه سیخ بسوزه نه کباب، زندگانی پیامبر اسلام رو از سالها قبل از تولد(!) پیگیری کرده و هرجا لازم بوده تحلیل ارائه داده. کتابی که ابوالقاسم پاینده ترجمه کرده و یک اثر فاخر ادبی هم محسوب میشه. با خوندنش  به امام زمان نرسیدم اما خوبیش این بود که تلویحا یک جواب قانع کننده  که قلب و روحم رو راضی کنه بهم داد در مورد خیلی از سوالات بنیادیم در مورد حتی امام زمان ع.

لازم به تشکر است(!) از حضرت آرتمیس و نیز جناب دچار که لطف کردن و من رو دعوت کردن به این چالش. راستش همیشه در میان جماعت کتاب خوان احساس "جوجه اردک زشت" رو داشتم و دوست نداشتم راجع به این مطلب چیزی بنویسم. اما وقتی دیدم همه نوشتن ازش، حسودیم شد و  خواستم کمی همرنگی کنم با جماعت ... همینجا هم بگم که در مجلسی که شماها نشستید و دارید بحث میکنید، من دم درم و مسئول جفت کردن کفشها. اگر جا شد همینجا میشینم و گوش میدم.

از افراد زیر دعوت به عمل میاید که درباره خودشون و سلامتشون یک اطلاعی بدهند. چالش و اینها پیشکش. 

1- .......... 2- ............... 3- ................. 4- ........... 

موافقين ۱ مخالفين ۰ ۹۷/۰۶/۰۴
زمستان ..

نظرات  (۴)

۰۴ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۲۸ نویسندهِ کوچک
:)
پاسخ:
کوچک نیستی تو،خیلی هم بزرگی.
اونجاش رو نفهمیدم که گفتین "تفکراتی که به من میگه درست اینه که آدم بتونه دو رکعت نماز درست بخونه" یعنی چی؟

بعد هم، یه دسته کیسه‌ی کفش اونجا گذاشتن، همه کفش‌هاشونو میبرن داخل.
پاسخ:
 میخواستم ببینم شیعه درست میگه یا سنی،. و با خوندن اون کتاب فهمیدم کسی که بتونه دو رکعت نماز درست بخونه اون درست میگه. چه شیعه باشه چه سنی چه مسیحی چه یهودی. این طرز تفکر رو البته اهل تشیع بر نمیتابند!


+تمثیل بود! چایی هم پخش نکنم یعنی؟ 
نماز درست رو هم میشه بگین یعنی چی؟

+ نه، برید سنگین یه جایی بشینید.
پاسخ:
نمازی که نماز باشد و کار دیگری نباشد.


 بشینم که چی بشه؟ در مجلسی که همه دارن حرف میزنن ولی من حرفی نداشته باشم نشستن جایز نیست. بلند میشم و چایی پخش میکنم!
خب بعد با این تعریفی که برای خودتون کردین تونستین بفهمین بالاخره کی درست میگه؟ معیارتون درسته؟ اصلا چطور می‌سنجین؟


+ چای من هل سیاه و دارچین داشته باشه پس :/
پاسخ:
همین دیگه ، من به معیاری که میخواستم رسیدم و راحت شدم. بعد از اون احساس کردم خاری که در چشمم بود و مانع دیدنم میشد رو از چشمم درآوردن... بنابراین به این نتیجه رسیدم که شیعه به دنیا اومدنم فضیلتی محسوب نمیشه، اگر 200 کیلومتر آنورتر هم به دنیا می اومدم و در خانواده ای اهل تسنن بودم، اهل تسنن بودنم ولو اینکه تا آخر عمر باقی بمونم برش و شیعه نشم هم مستوجب آتش نمیشه. اینها را فهمیدم و دانستم و دیدم و تکلیفم رو روشن کرد اما دردم رو دوا نکرد. دردم وقتی دوا میشه که دو رکعت نماز درست بخونم. و چه وقت میتونم دو رکعت نماز درست بخونم ؟ ...
در درستی معیارم، با صحبت های حاج آقا پناهیان تطبیق دادم ، تناقضی ندیدم. با برداشتی که از کلام الهی قمشه ای داشتم در مورد نماز خوندن، و کلامی از آیت الله بهجت و غیره ... 


+چشم! چایی بدون هل و دارچین رو اصلا چایی حساب نمیکنم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
invisible hit counter