از آخر به اول !

پست 128تا مونده به آخر، دندانـــکاسب چیست؟

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۵۰ ب.ظ

این پست به درد کسبه، کنکوری ها و هرکسی که به هر طریقی گذرش به دندانپزشکی می افتد میخورد!

1-چند سال پیش در نمایشگاه ماه رمضان در پارک ارم، یک غرفه داشتیم به مدت 10 روز که حبوبات و قند و شکر میفروختیم. غرفه های زیادی بودند و دوران رکود اقتصادی حاج آقا روحانی شروع شده بود. قیمت ها ثابت بود و مردم  واهمه ای از کم اومدن اجناس یا گران شدنشان نداشتند و کسی قصد احتکار نداشت، بر خلاف سال قبل که دوران احمدی نژاد بود و ملت هجوم می آوردند و از ترس جنگ و قحطی چند برابر مازاد نیازشون خرید میکردن ( اتفاقی که  همین روزها هم برای محصولات خوراکی افتاده) نمایشگاه محصولات خوراکی بود و یه اتفاقی افتاده بود. سال قبل، نمایشگاه فوق العاده پر رونق بود و فقط تعداد کمی از غرفه‌دارها تن‌ماهی خریده بودن و میفروختند و همان ها هم سودهای کلان به جیب زده بودند. سایر غرفه‌دارها به صرافت افتاده بودند که برای سال بعد یعنی امسال با این تصور که تن ماهی روی بورس هست، همگی از دم در کنار حبوبات و چایی و خرما و برنج و سایر محصولات مصرفی ماه رمضان، تن ماهی بخرند و سود کنند! از تفکرات بانو سوسانو استفاده کرده بودند.یعنی اینطور بود که جلوی اکثر غرفه ها ستون های انواع تن ماهی رفته بود بالا ولی کسی چیزی نمیخرید.امسال برنج کم بود و گوشت! تن ماهی زیاد بود! همه از کسادی بازار آه و ناله  میکردند تا اینکه یکی از غرفه دارها، شریکش رو آورد کنار خودش که در امر فروش کمکش کنه و تونلی در دل این شبهای تاریک کاسبی براش باز کنه. شرکش یک آدم شکم گنده ی گولاخ و لات و لوت بود که ادبیات داش‌مشتیانه ای هم داشت. یعنی بدون اغراق میگم، ستون تن ماهی ای که بر افراشته بودند رو در کمتر از 2 ساعت مانده به افطار، آبش کرد، یعنی پولشون کرد به طوری که یه لحظه چشم برمیگردوندی عقب و دوباره نگاه میکردی، میدیدی که ارتفاع اون ستونه ده سانت کم شده! سایر غرفه دارها (و ما) هم فقط افسوس خوران و حسودانه نظاره گر این صحنه بودیم و در دلمون تحسین میکردیم و غطبه میخوردیم و حسودی میکردیم. درس کاسبی میداد به طور عملی و کار شاقی هم نمیکرد،صرفا با ادبیات خاصش و کاریزمایی که چهره اش داشت، داد میزد بیا تن ماهی بخر ازم، تن ماهی من فرق داره! و هیچ فرقی هم نداشت ها. نه از لحاظ کیفیت و نه قیمت.جنسش رو فروخت و رفت. ایشان کاسب بود و  من تعریف کاسب رو اونجا عملا متوجه شدم. در میان بازاری ها و کسبه، به هرکسی نمیگن کاسب، کاسب تعریف خاصی داره. هر کسی که چیزی فروخت کاسب نیست، در واقع کاسب بودن صرفا یک حرفه نیست، یک هنر محسوب میشه، یک صفته. یعنی آقایان X و Y که هردو در یک مغازه کار میکنند ، ممکن است یکیشان کاسب باشد و دیگری کاسب نباشد! ( یعنی به درد کاسبی نخورد...مثل خودم)
2-من تا چند وقت پیش فکر میکردم دندانپزشکی شاخه ای از پزشکی است.تازه متوجه شدم که دندانپزشکی جزو کاسبی ها محسوب میشه! یعنی منی که میرم پیش اون دکتری که یکی از بهترین مخلوقات خداست و تازه انسان بسیار درستیه، باز هم میفهمم که اون لاته که لفظ کاسب رو بهش اطلاق میکردیم، در برابر ایشون هیچی نیست. یعنی اون لاته در مقابل این دکتره بانو سوسانوی کی باشه... اینکه آدم بدون داد و بیداد اینجوری کاسبی میکنه و بلده که به چه صورتی از مشتری پولش رو بگیره، نشان از قدرتش در امور کاسبی داره .یعنی بلاشک این شخص رو اگر میذاشتی جای من در اون نمایشگاه ِ نخود و لوبیا، قطعا یک دانه لپه روی زمین باقی نمی موند برای مورچه ها.
3-سال دوم دانشگاه؛ دوستم کرد زبانم(عبدالواحد) با تحمل مشقت های فراوان و رنج های بسیار، از مهندسی انصراف داد و دندانپزشکی خوند. یادمه پرسیدم ازش انگیزه ات چیه ؟ گفت : پوول. امسال دوست دیگرم که از مرز 29 سالگی گذشته و ارشد مهندسی هم گرفته، در حال طی کردن دوران سربازیشه و میخواد در سال 98 یا 99 کنکور تجربی بده از نو تا بره دندونپزشک بشه در 58 سالگی مثلا. 
4-ما کم استعداد و بی مخ  و درس نخوان و تنبل نبودیم که اومدیم سمت مهندسی ها. اتفاقا استعداد خالص بودیم و باهوش و درسخوان و زرنگ،ما فقط آینده نگر نبودیم و آرمانگرا بودیم. اینکه دوست پرستار من در 26 سالگی به استخدام یک سازمان معتبر در اومده و حقوق بالایی هم میگیره ولی من و خیلی از افراد درسخوان تر از من که مهندسی و علاقه شون رو انخاب کردن، در حال فروختن فلافل و لاستیک یا سی دی در کنار خیابان هستند، نشون نمیده که لازمه توی جوان پشت کنکوری محض رضای خدا یه کم به اون علاقه ات کمتر توجه کنی و ابعاد وسیع تری از ماجرا رو ببینی؟ ..یا کمی تفکر کاسبانه به خرج بدی؟ آره، علاقه ی من مهندسی بود... من عاشق این حرفه هستم. اما عشق فقط یک طرف قضیه است و  نون و آب هم نمی شود . و نشد ... 

موافقين ۰ مخالفين ۰ ۹۷/۰۵/۲۸
زمستان ..

نظرات  (۱)

۲۸ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۵۳ عاشقِ کامپیوتر
به درد من نمیخوره :|
پاسخ:
ببین دندونهات رو مسواک بزن مرتب، نخ هم بکش! 
هفته ای دو سه بار هم دهانشویه کن 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
invisible hit counter