از آخر به اول !

پست 121 تا مونده به آخر،معما 3

پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۵۳ ب.ظ

این جملات را چه کسی نوشته است؟ 

...من از آن هنگامه، همچنان راز این قساوت دلخراش و باور نکردنی، این مظهر عاطفه و محبت بی شائبه ی خدایی را میفهمم. به طور مداوم، شب و روز، ساعت به ساعت، از همان هنگام، همه ی روزها و شب ها و ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه ها و لحظه ها همه، همچون یک خط، یک نهر پیوسته ی غیر قابل تفکیک و یکدستی شده اند و من با همین پیوستگی و کشش و جریان مداوم، این راز دردآلود و گدازنده را میفهمم، نه، حس میکنم، بهتر است بگویم:من سالها است که این راز پوشیده ی جانگداز و باور نکردنی و طاقت فرسا را میکشم،آری، کلمه اش را پیدا کردم؛ میکشم. بگذار بگویند این جمله درست نیست : «به کار نرفته است» به درک که به کار نرفته، میدانم به کار نرفته،اما درست است. «که این شکسته بیارزد به صدهزار درست». ادبا و علمای «قاعده»ی ما چه میفهمند ؟ آنها فقط درست هارا میتوانند بفهمند، چه میدانند که چه غلطها هست که از همه این درست ها درست تر است.این هم شد حرف که به کار نرفته؟ برای اینکه به کارشان نیامده ؟ آنها که در این وادی ها نیستند. همه نیازهای روحی و حیاتی آنها را یک کتاب «لغت معنی» برآورده میکند. زیادشان هم هست.زبان «کلیله و دمنه » آنها را بس است. مگر از این دو ( کلیله و دمنه!) نیازمندتر و هوشیارتر و عمیق ترند ؟ غالب کلمات همین زبان هم برایشان ثقیل است و بیش از حد نیاز. اگر نه چنین است، پس چرا کلیله و دمنه دان ها این همه خودشان را میگیرند ؟ اینهمه «میفروشند» و مردم هم  «میخرند» ؟ پس چرا آن بابا که کلیله را زبر زیر گذاشته، آن همه غبغب دارد ؟ 

1-خودم 

2-دکتر شریعتی، کویر

3-هیچکدام

موافقين ۰ مخالفين ۰ ۹۷/۰۵/۲۵
زمستان ..

نظرات  (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
invisible hit counter