از آخر به اول !

هجدهمین دایی ِ بنده پارسال خرداد ماه در چهارماهگی به دنیا اومد ( در واقع به دنیا نیومد و  از دنیا رفت) اوشون پسر بود، یعنی مطلوب! حالا که امسال قراره برگرده، جنسیتش رو عوض کرده و شده دختر و از قضا میشه سومین دختر یک خانواده سنتی فکر که اعتقاد دارن پسر، ولو معتاد و خراب و مجنون و بی عرضه و بی رگ؛ باید وجود داشته باشه ... بی سوادم و راجع به X , Y ها اطلاعاتی ندارم ولی میدونم اونقدر پیچیده اس این قضایا که با یه جابجایی ایکس و ایگرگ ممکن بود منم الان یه  دختر باشم و کلی هم از وقت خوابم گذشته باشه تا الان!... القصه، دختر قصه ی ما که قراره من بشم داییش می بایست پسر می بود و خدای احتمالا بی رحم به قصد آزار ما( العیاذ بالله) اونو تبدیل کرده به دختر! اجی مجی لاترجی...

یوهاها ها  اینا پسر میخواستن، زیادم دعا کردن، چه حالی میده بزنیم تو ذوقشون و حالشونون بگیریم، یوهاهاها ، دختر شو ! کن فیکون و دختر شد. 

ده هزار کلمه رو توی ذهن من کاشته این بحثها که از هر جاش شروع کنم ابتر میمونه...دل درد گرفتم از این حجم از درد دل... و چقدر بده که حوصله ندارم بحث کنم راجع بهش...راستش دل و دماغ ندارم . 

.

.

اما تا چند وقت قبل که از جنسیت هنوزنرسیده اطلاع نداشتم، یک یادداشت براش گذاشته بودم که در زیر آورده شده است(فکر میکردم حذفش کردم به علت ناقص بودن*)الان که فهمیدم دختره، یادداشت های بهتری خواهم نوشت براش ... نه ببشید ، بلات!   

دایی عزیزم. قراره یه عمر به من بگی دایی... تمرین کن دو سه بار! دو دا دی دو ...دی دوو دی دا...یاد میگیری حالا! این همه تجربیات که کسب کردم رو باید به یکی منتقل کنم ... خوش میایی. اگه دختر بودی که میشی دختر پاییز یا زن زمستان؛ مثلا آبان ماهی میشی و کللللی افتخار میکنی به آبان ماهی بودنت... دختر آبان! و فکر میکنی که آدمهای دنیای به دو دسته تقسیم میشن، آبان ماهی ها و دیگران... اگرم پسر بودی که کلا این چیزا رو کشک... بزرگ میشی خودت میفهمی...

ببین دایی جان... اینجا دنیای ماست. ایشون مامانه، اوشون هم باباست... می خوام به طور ساده مامان و بابا رو برات توضیح بدم. الان که تو کوچولویی نیاز داری به اینکه بهت غذا بدن، مراقبت باشن و ببرنت حمام.خودت که کوچولویی و از پس ایییین همه کار برنمیایی به تنهایی، بالاخره یکی باید این کارها رو برات انجام بده. اون دونفری که این کارهارو انجام میدن برات اسمشون مامان و بابا. یکیش در پشت صحنه و یکی جلوی دوربین. حالا کدوم مامانه کدوم بابا ؟ اونی که لباس زنانه پوشیده خب مامانه، اونی که لباساش مردونه است بابائه. ممکنه بپرسی اگه بابا لباسای مامان رو بپوشه میشه مامان؟ ... خب. آره،نمیدونم. به این چیزها کار نداشته باش.. 

این دوتا فرشته که با جشمای برق زده دارن نگات میکنن و کمی هم بهت حسادت میکنن اسمشون هست خواهر...خواهر یعنی چی؟خواهر یعنی آبجی!آبجی یعنی  خوبشک!یعنی Sister ! خودمم دقیقا نمیدونم ابن کلمات یعنی چی، فکر کنم جزو فرضیات هست... بپذیر همینجوری...بعدن خودت میفهمی... کلا خواهر به یه سری از دخترها میگن که باباشون و مامانشون خیلی اتفاقی همون هایی هستن که بهت معرفی کردم. زیادم تو این مسائل دخالت نکن؛ داییت اعصاب معصاب نداره. 

اینجا خونه اس. خونه یعنی چی؟خونه یعنی ..ببین وقتی بارون میاد یا برف...نه تو که برف و بارون نمیدونی چیه... ببین خونه یعنی اینجا. دور و اطرافت رو نگاه کن...اینجا. مبل و میز و تلویزیون و  ... 

موافقين ۰ مخالفين ۰ ۹۷/۰۵/۲۵
زمستان ..

نظرات  (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
invisible hit counter